pray-for-paris2

پشت پرده ؛ نگاهی دقیق تر به حملات تروریستی پاریس

در زمانهای دور، در میان دریانوردان و کشتیرانان عبارت False Flag به معنای نوع خاصی از حمله یک کشتی به کشتی دیگر بود. در این نوع حمله، کشتی مهاجم پرچم اصلی خود را پایین میکشید و پرچم دیگری نصب میکرد. این شگردی بود برای مخفی نگه داشتن منشاء مهاجمین و گیج کردن کشتی مورد حمله واقع شده. امروزه در میان سیاستمداران، عبارت False Flag نوعی تاکتیک روانی است برای برانگیختن مردم کشور پیش از شروع یک جنگ یا تحول سیاسی. با استفاده از این تاکتیک، دولتمردان در طول قرنهای متمادی مردم خود را در شرایط نبردی مصنوعی و ساختگی با دشمن قرار داده اند و آنها را برای دفاع آماده کرده اند. در ذیل به طور مختصر به چند مورد False Flag معروف اشاره میکنیم.

۱. نبرد سوئد و شوروی

در دهه ۱۷۸۰، پادشاه سوئد ؛ گوستاو سوم، به دنبال راهی برای متحد کردن مردم چند فرقه اش و همچنین محکم کردن جایگاه خود به عنوان پادشاه کشور میگشت. وی پس از چندین نوبت مشورت با وزرای خود به این نتیجه رسید که جنگ با شوروی که در آن زمان از آمادگی نظامی کافی برخوردار نبود میتواند وی را به اهدافش برساند. مشکل اینجا بود که در شرایط آن زمان سوئد، فرقه های مختلف مردم به راحتی زیر بار جنگ نمیرفتند و برای دفاع از کشور اقدامی نمیکردند. بنابراین گوستاو سوم از وزیر جنگ خود خواست حمله ای ساختگی به مواضع سوئد در مرز کشور ترتیب دهد. وزیر جنگ گروهی سرباز سوئدی را با یونیفورم ارتش شوروی به مرز فرستاد و از آنها خواست برجک های مراقبتی سوئد را آتش بزنند و به زبان روسی به مردم سوئد بی احترامی کنند. همزمان عده ای دیگر برای انتقال اخبار استخدام شده بودند. به محض انجام عملیات، این افراد وارد شهرهای سوئد شدند و در کمترین زمان ممکن اخبار حمله شوروی به سوئد و بدرفتاری و تجاوز به مردم را مخابره کردند. در کمتر از دو روز فرقه های مختلف سوئد تحت تاثیر احساسات با یکدیگر متحد شدند و ارتش سوئد داوطلبانه به جنگ رفت. جنگ حدود دو سال طول کشید و گوستاو سوم به تمام اهداف سیاسی خود دست پیدا کرد.

Swedish Russian War

۲. طرح هیملر

در سال ۱۹۳۹، هاینریک هیملر نقشه ای پیچیده طراحی نمود تا مردم آلمان را بر علیه لهستان برانگیزد. هدف نقشه این بود که آلمانی ها احساس کنند مورد تهاجم لهستان قرار گرفته اند و متعاقب آن، با استفاده از تبلیغات و برانگیختن احساسات، مردم آلمان جنگ با لهستان را قانونی و صحیح قلمداد کنند. هیملر دستور داد چند زندانی لهستانی را با یونیفورم ارتش لهستان به یک ایستگاه رادیویی در مرز آلمان و لهستان ببرند. سپس دستور داد آنها را داخل ساختمان ایستگاه رادیویی تیرباران کنند. سپس طی عملیاتی سری، افراد هیملر از طریق آن ایستگاه رادیویی به زبان لهستانی پیام های ضد آلمانی مخابره نمودند. روزنامه های دولتی آلمان این حادثه را پوشش خبری گسترده دادند و اعلام نمودند که لهستان به آنها حمله کرده است. اجساد لهستانی های داخل ایستگاه رادیویی را نیز به عنوان شاهدی بر این ادعا معرفی نمودند. آدولف هیتلر پس از این واقعه به سرعت به لهستان حمله ی نظامی نمود و بدین ترتیب جنگ جهانی دوم آغاز شد.

Heinrich Himmler (left) and Adolf Hitler (third from left) observe Stormtroop maneuvers in January 1941.

۳. عملیات Northwoods

در سال ۱۹۶۲ وزارت دفاع آمریکا نامه ای محرمانه به پنتاگون داد که در آن پیشنهاد شده بود دولت آمریکا اجازه انجام یک سری عملیات محرمانه را برای وزارت دفاع صادر نماید. در این سری عملیات ها قرار بود چند فروند هواپیمای جنگی و مسافربری آمریکا مورد اصابت قرار گیرند، یک کشتی آمریکایی غرق شود، در واشنگتن تیراندازی های سازماندهی شده صورت گیرد و افرادی ناشناس با پلیس و نیروهای امنیتی درگیر شوند تا در نهایت تمام این هرج مرج ها به دولت کوبا نسبت داده شود و آمریکا بهانه ای برای اقدام نظامی علیه کوبا داشته باشد. جان کندی، رئیس جمهور وقت آمریکا از امضای این نامه سر باز زد و سال بعد در دالاس ترور شد.

operation-northwoods

۴. بمب گذاری در روسیه

در پاییز ۱۹۹۹ موجی از بمب گذاری های آپارتمانی روسیه را فراگرفت. در طی این بمب گذاری ها ۲۹۳ تن کشته شدند و ترس و اضطراب شهرهای روسیه را پر کرد. دولت روسیه تروریست های چچن را مسئول این حوادث دانست ولی حدود یک ماه بعد چند مامور ارتش روسیه در حال بمب گذاری در یک ساختمان توسط مردم دستگیر شدند. بمبها دقیقا از همان نوع بمب های استفاده شده در حملات تروریستی ماههای گذشته بود. دولت اعلام کرد ماموران ارتش در حال انجام مانوری نظامی بوده اند. ولادیمیر پوتین اواخر همان سال با استفاده از حمایت مردمی که نسبت به دولت بی اعتماد شده بودند به قدرت رسید و سران ارتش را برکنار نمود.

General view of an apartment block in Pe

۵. حادثه ۱۱ سپتامبر

در میان تمام حوادث ، هیچ یک به اندازه این حادثه شواهد کافی جهت اثبات False Flag بودن ندارند. شاید چون ابعاد آن از بقیه بزرگتر بوده است کنترل و بدون ایراد اجرا نمودن آن نیز بیش از حد سخت بوده است. در این قسمت فقط به یک مورد از دلایل بسنده میکنیم.
در ماههای پیش از حادثه ، مذاکره کنندگان آمریکایی به طالبان افغانستان هشدار دادند که آمریکا به دنبال راه اندازی خطوط انتقال نفت و گاز در افغانستان است و این را هرطور شده بدست می آورد، با فرشی از طلا ، و یا با فرشی از بمب. برنامه ای جامع و کاملا طبقه بندی شده از حمله آمریکا به افغانستان، شامل زمان بندی حملات هوایی، کنترل حملات زمینی، و پشتیبانی ها تهیه شده بود و روز ۴ سپتامبر ۲۰۰۱ ، یعنی ۷ روز پیش از حادثه ، روی میز ریاست جمهوری در انتظار امضای جورج بوش بود. طالبان کوتاه نیامد و آمریکا طبق زمان بندی انجام شده به افغانستان حمله کرد.

911

… و اما پاریس ؟

در شبانگاه جمعه ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵، در پاریس چه اتفاقی افتاد؟ یک حمله تروریستی خصمانه؟ و یا باز هم یک False Flag سازماندهی شده؟ نخستین سوالی که پس از هرگونه حمله تروریستی پرسیده میشود همین است؛ اینکه آیا این نیز ساختگی بود؟
در فرهنگ اروپا و آمریکا، عدد ۱۳ و روز جمعه، هردو از نحسی خاصی برخوردارند و جمعه هایی که روز ۱۳ام ماه هستند چندین برابر شوم قلمداد میشوند. بزرگترین رکود اقتصادی اروپا نیز سالهای دور در چنین روزی اتفاق افتاد. گویی مردم از قبل منتظر وقوع حادثه در چنین روزی هستند. بنابراین به نظر میرسد تروریست ها روز مناسبی را برای حمله انتخاب کرده اند. در این قسمت فقط به ذکر شواهد و دلایل بسنده میکنم و قضاوت را به شما واگذار میکنم.

۱. توییت عجیب صفحه PZBOOKS

ساعت ۷:۴۴ عصر روز ۱۱ نوامبر، یعنی دو روز پیش از حادثه، یکی از صفحات وبسایت توئیتر متن زیر را منتشر نمود: “فوری: تعداد کشته شدگان حمله تروریستی پاریس به ۱۲۰ تن رسیده و ۲۷۰ نفر دیگر نیز زخمی شده اند.” گردانندگان این صفحه در توضیح اظهار داشتند که توئیت های این صفحه توسط ربات کامپیوتری منتشر میشوند و نیروی انسانی در آن دخیل نیست. روند کار نیز به این صورت است که ربات متن های مختلف را از جاهای مختلف سایتهای دیگر پیدا میکند و بصورت رندم منتشر میکند. نیک سایمون، متخصص امور شبکه در دانشگاه MIT میگوید ربات های از این دست میتوانند به دیرکتوری محرمانه سایت های خبری دست پیدا کنند و مطالب را از آنجا بدزدند. بنابراین ما با دو تئوری مواجه هستیم: تئوری اول میگوید توییت منتشر شده کاملا تصادفی بوده و حاصل به هم چسباندن چند جمله از چند سایت مختلف بوده و که به طرز شگفت آوری معنادار شده و دو روز بعد اتفاق افتاده، و تئوری دوم بر این باور است که ربات مذکور به دیرکتوری یکی از شبکه های خبری دست پیدا کرده و اخباری که آنها برای دو روز بعد آماده کرده بودند را دزدیده است. قضاوت در مورد اینکه کدام تئوری محتمل تر است با شما.

conspiracy-tweet

۲. دختر خبرنگار فاکس نیوز

شبکه خبری فاکس نیوز بلافاصله پس از حملات تروریستی پاریس پوشش گسترده خبری خود را آغاز نمود. در بخشی از این خبرها که بصورت زنده پخش میشد، اخبارگوی شبکه خبری فاکس نیوز میگوید:”دختر هرالدو ریورا نیز در سالن کنسرت بوده است.” چند دقیقه میگذرد و هرالدو ریورا داخل استودیو می آید و با چهره ای مضطرب شروع به حرف زدن میکند:”بله همونطور که شنیدید دختر من هم در ورزشگاه بود و صدای انفجار بمب رو شنید و …”
بالاخره دختر هرالدو ریورا کجا بوده است؟ در سالن کنسرت یا در ورزشگاه؟ یا شاید هردو؟ از این هم که بگذریم، کدام دختر ۱۸ ساله ی آمریکایی این همه راه را تا فرانسه به خاطر یک بازی دوستانه ی فوتبال میرود؟ اینگونه تناقضات و چندگویی ها معمولا در اخبار زنده هنگامی پیش می آید که چند مفسر و خبرنگار و اخبارگو در تلاش باشند جزئیات بیشتری برای حادثه ای که اتفاق نیفتاده فراهم کنند تا شاید باورپذیرتر شود.

Geraldo Rivera

۳. اظهارات پاتریک پیلو

پس از وقوع حادثه ، یکی از نزیکان شارلی ابدو به نام پاتریک پیلو که خود روزنامه نگار است اعلام کرد صبح روز حادثه از طرف مقامات پاریس به بیمارستان ها و آتش نشانی ها و نیروهای پلیس تلفنی اعلام شده بود که امروز خود را برای یک مانور آماده باش حاضر کنند. یکی از پزشکان بیمارستان پاریس این موضوع را با پاتریک پیلو در میان گذاشته بود. پیش از این نیز در روزهای قبل از حادثه شارلی ابدو، تمرینات گسترده ی پلیس در محل حادثه مشاهده شده بود.

Patrick Pelloux

۴. پاسپورت های جادویی

یکی دیگر از موضوعات مورد بحث ، موضوع پاسپورت هایی است که در هر حادثه ی تروریستی در هرجای دنیا پیدا میشوند و اتفاقا متعلقند به یک مسلمان افراطی اهل خاورمیانه. در این حادثه نیز پاسپورت بمب گذار انتحاری پیدا شده است. یک تروریست افراطی که به خود بمب بسته و خود را منفجر کرده، بدنش تکه تکه شده و سوخته، مغازه های اطرافش خسارت دیده، ولی در کمال تعجب پاسپورت کاغذی اش سالم به دست پلیس رسیده و معلوم شده وی از جهادی های سوریه بوده است. این موضوع آنقدر مضحک است که واقعا به توضیح بیشتری نیاز ندارد. پیش از این نیز در حادثه ۱۱ سپتامبر این پاسپورت های جادویی پیدا شده بودند. پاسپورت هایی که در میان آتش و دود مهلک حملات تروریستی پرواز میکنند و سالم و بدون خراش به دست پلیس میرسند. نکته جالب اینجاست که پیش از آنکه داعش مسئولیت حمله تروریستی فرانسه را به عهده بگیرد مشخص شد پاسپورت ها متعلق به جهادی های افراطی سوریه بوده اند. احتمالا اختلاف ساعت فرانسه و سوریه باعث شده داعش دیرتر قبول مسئولیت کند. مسئولیتی که هم غرب ، و هم افراطی های داعش پیش از وقوع حادثه جزو وظایف داعش میدانستند.

۵. بازیگران بحران

خانمی که در تصویر مشاهده میکنید بدشناس ترین زن دنیاست. قضیه از این قرار است که هرجا حمله تروریستی صورت میگیرد، این خانم در نزدیکی آن منطقه حضور دارد و اتفاقا یکی از بستگانش را هم از دست میدهد و با اشک و زاری از جلوی لنز دوربین خبرگزاری ها عبور میکند. تصویر بالایی مربوط است به حملات پاریس ، و تصاویر پایین بمب گذاری های بوستون را نشان میدهند. آدم چقدر میتواند بدشانس باشد. کسی حتی احتمالش را هم نمیدهد که شاید این خانم یک بازیگر باشد و از حمله ای به حمله ی دیگر سفر کند و چند دقیقه ای جلوی دوربینهای تلویزیونی در غم عزیز منفجر شده اش بگرید.

Crisis Actors

تصویر زیر نشان میدهد که بازیگر دیگری نیز در حمله پاریس حضور داشته که بصورت اتفاقی از کنار بمب گذار انتحاری رد میشده و با تلفن حرف میزده. تروریست خودش را منفجر میکند و ترکش بمب به گوشی تلفن همراه وی برخورد میکند و وی زنده میماند! جل الخالق! این دیگر چیست؟ تبلیغ شرکت سامسونگ در میان یک حمله تروریستی؟!

Crisis Actors3

۶. وضعیت محل حادثه

تصاویری که از محل حادثه منتشر شده اند به هیچ وجه نشان دهنده هیچ گونه انفجار ، تیراندازی و یا حمله ی تروریستی با آن ابعاد نیستند. هیچ یک از اجساد زیر کاورهای سفید به دوربین ها نشان داده نشدند و هیچ اثری از انفجار انتحاری دیده نمیشود. فقط حضور چشمگیر پلیس و نیروهای امداد. تصویر زیر یک کافه نزدیک به محل انفجار را نشان میدهد:

Scene

و تصویر زیر یک نمونه واقعی از محل یک بمب گذاری انتحاری در مراکش را نشان میدهد:

Scene2

بی تردید خسارت ناشی از انفجار یک بمب بسیار بیشتر از افتادن چند صندلی است.

شواهد و دلایل بسیار زیادتری مبنی بر ساختگی بودن حملات فرانسه وجود دارند ولی من به ذکر ۶ عنوان بسنده کردم. قضاوت در مورد ماهیت این حوادث با شما. ولی اگر این حادثه ساختگی بوده باشد، بی تردید هدفی سیاسی پشت پرده ی ان وحود دارد. داعشی که به سرعت مسئولیت میپذیرد و راه را برای ورود ناتو به سوریه باز میکند. ورود به بهانه ی مبارزه با تروریسم، چنانکه در اکتبر ۲۰۰۱ دیدیم، ولی با اهدافی فراتر از آن.
بررسی انگیزه های سیاسی این موضوع از حوصله این نوشتار خارج است. سعی میشود در نوشته های آتی به این موضوع نیز پرداخته شود.




7 دیدگاه در “پشت پرده ؛ نگاهی دقیق تر به حملات تروریستی پاریس

  1. سهیلا

    کاش همیشه اتفاقات رو یکم فراتر از اون چیزی که هست ببینیم و انقدر راحت ظاهر یه موضوع رو باور نکنیم !

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *